تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه
27
قاعده فراغ وتجاوز (فارسى)
امّا تحقيق آن است كه اين اصل ، در افعال نيز جارى مىشود ؛ زيرا ، با مراجعه به خود مىبينيم كه اگر به كسى گفتيم غذايى كه مركّب از مواد خاصّى است ، تهيه نمايد و شكّ كنيم عملش را درست انجام داده و يا آن كه در حين عمل ، غافل بوده است ؟ اصل عدم غفلت را در مورد او جارى مىكنيم و فعلش را حمل به صحّت مىكنيم ؛ بنابراين ، اصالة عدم الغفلة ، فقط يك اصل لفظى عقلايى نبوده و در افعال نيز جارى مىشود . سؤال دوّم : پس از مشخص شدن اين كه اصل عدم غفلت در افعال نيز جارى مىشود ، براى آن كه استدلال به سيره عقلائيه در مورد قاعده فراغ و تجاوز تمام باشد ، بايد ثابت شود كه اصالة عدم الغفلة آيا در اقوال و افعال خود مكلّف نيز جارى مىشود و شخص مىتواند در مورد افعال خودش اين اصل را پياده كند يا اين كه اين اصل اختصاص به افعال و اقوال ديگر افراد دارد ؟ پاسخ : به نظر ما ، ظاهر اين است كه اصالة عدم الغفلة از اين جهت توسعه ندارد و تنها در اقوال و افعال غير جارى مىشود ؛ و حداقل ، در عموميت اين اصل عقلايى نسبت به فعل خود مكلّف شكّ است ؛ و از آنجا كه اصالة عدم الغفلة يك دليل لبّى بوده ، لذا بايد به قدر متيقّن از آن اخذ شود كه عبارت از قول و فعل غير است . بنابراين ، در مورد فعل خود نمىتوان به اين اصل استناد نمود ؛ و در نتيجه ، سيره عقلائيه نمىتواند دليل قاعدهى فراغ و تجاوز باشد . در مورد مؤيّدى نيز كه از روايات براى سيرهى عقلائيه ذكر نموديم ، در دليل ششم - كه بحث و بررسى روايات است - خواهيم گفت عبارت « هو حين يتوضّأ أذكر منه حين يشكّ » به عنوان علّت نيست و برخى از بزرگان مثل محقّق نائينى رحمه الله بيانژ كردهاند : اين عبارت ، به عنوان حكمت است و علّت نمىباشد . 4 - اثبات حجيّت قاعده به ملاك اصالة الصحّة دليل چهارم براى قاعدهى فراغ ، ادلّه اصالة الصحّة است كه از كلمات فقيه بزرگ حاج آقا رضا همدانى رحمه الله استفاده مىشود ؛ بدين صورت كه همان دلائلى كه بر حجّيت اصالة الصحّة دلالت دارند ، بر حجّيت قاعده فراغ - كه از مصاديق قاعدهى كلى اصالة الصحّة است - نيز دلالت دارند . ايشان مىفرمايند :